شعری از حافظ

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست

 

آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

 

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

 

"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

 

ما را ز منع عقل مترسان و مِی بیار!

 

کآن شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

 

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد

 

جانا! گناهِ طالع و جُرمِ ستاره نیست

 

او را به چشم پاک توان دید چون هلال

 

هر دیده جای جِلوه? آن ماه‌پاره نیست

 

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

 

چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

 

نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو

 

حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

 

............****............

 

من حاصل عمر خود ندارم جز غم 

 

در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم

 

یک همدم باوفا ندیدم جز درد 

 

یک مونس نامزد ندارم جز غم

 

نی قصه‌ی آن شمع چگل بتوان گفت

 

نی حال دل سوخته دل بتوان گفت

 

غم در دل تنگ من از آن است که نیست 

 

یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

 

عمری ز پی مراد ضایع دارم

 

وز دور فلک چیست که نافع دارم

 

با هر که بگفتم که تو را دوست شدم 

 

شد دشمن من وه که چه طالع دارم

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

به به خیلیم قشنگه شعر حافظ همه اشعارشو دوس دارم ولی شعر دوم فک نکنم مال حافظ باشه نه؟

Ahmad

سلام مسعود خیلی شعر قشنگیه برام جالبه که بعضی قسمتاش ماندگار می شه و ضرب المثل می شه مثل در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

معصوم ..

تفال های حافظ درد دل منه .. جدیدی هم که می گه ... بسوز و بساز ...

یکی ازبامعرفتا

سلام قالب جدیدتون مباااااارک[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا] اگه دوست داشتین خوشحال میشم هموبلینکیم

حسین آگاهی

سلام؛ قالب جدید مبارک؛ البته نمیتونم تشخیص بدم چی هست؟ ولی چون رنگ اصلی آبی هست و من عااااااشق این رنگ هستم؛ میگم خیلی قشنگه.

شیدا

سلام احوال شریف خوبی ؟؟؟شرمنده نتونستم زودتر بیام //شعری که از حافظ گذاشتی زیبا بود ///آفرین به سلیقه ی خوبت ////[لبخند][لبخند][لبخند]و قالب جدیدت هم مبارک[گل]

ساناز

خیلی خیلی خیلی قشنگ بووووووووووووود[چشمک]

نرگس

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم ... فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد. رفتم گوشه ای نشستم. چند قطره اشک ریختم و خوابم برد. صبح که بیدار شدم. مادرم گفت: " نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد"...