من خوشبخت ترینم این را باور کن

امروز فصل جدید زندگیم را رقم میزنم .

امروز تصمیمی گرفته ام . تصمیم گرفته ام تا فصل جدیدی در زندگیم رقم بزنم امروز میخواهم زندگی جدیدی را آغاز کنم که با تمام زندگی گذشته ام زمین تا آسمان متفاوت
باشد .

دیروز زندگیم روزها و شبهایی سرشار از روزمرگی بی تفاوتی تنبلی و باری به هر جهت بودن که جز سفیدی روز و تاریکی شب هیچ اتفاقی دیگر در آن رخ نمیداد گذشته است
دیروزی که هیچ تازگی در هیچ یک از روز و ماه و هفته و سالش برایم اتفاق نمی افتاد جز گذشتن از دست رفتن جوانی و غریبه تر شدن در دنیایی که هر روزش با روز قبلش
متفاوت تر و بهتر بود. روز و شبهایی که هر لحظه اش رتبه دیگران از من بهتر و درجه و ارزش من و زندگیم از دیگران کمتر و کمتر میشد .
امروز من از نو متولد می شوم . و دیگر مثل گذشته نه فکر خواهم کرد و نه احساس و نه زندگی . امروز فقط فقط و فقط به اوج قله موفقیت و پیشرفت و زندگی رویایی که
دوست دارم می اندیشم و برای رسیدن به ان از تمام وجود و قلب و دل و دست و افکار و لحظه لحظه زندگیم مایه می گذارم .

دیگر پاداش تلاش و کوشش من شکست نخواهد بود . از این پس هر بامداد قبل از طلوع خورشید همگام با طلوع سپیده صبح زندگی و امید با نیرویی که تاکنون نمیشناختم بیدار
می شوم . قدرت من افزایش می یابد . جدیت من آشکار می شود تا هر لحظه و هر دقیقه زندگیم را همچون طلای پر ارزشی در دستانم بگیرم و آنرا در مکانی نهم تا در آینده
مرا ثروتمندترین و موفقترین انسان دنیا کند و ان اینگونه است که اگر امروز را صرف کارهای تکراری و بهوده و بی ارزش و خواب و تنبلی کنم یعنی آخرین فرصت زندگیم
را برای بینظیر بودن نابود کرده ام و دوباره هزاران هزار درجه و رتبه باید از گذشته ام در مکانی پست تر و پائین تر قرار بگیرم .

بنابراین هر ساعت و دقیقه و لحظه امروز را گرامی خواهم داشت زیرا هرگز تکرار نخواهند شد چه کسی میتواند باد را در تور اندازد ؟ هر دقیقه این روز را با هر دو
دست خواهم گرفت و به آن از عشق خود خواهم دمید زیرا بهای آن ورای قیمت گذاری است . فقط احمقها بین جواهرات نفیس و سنگ ریزه های بیابان تفاوتی نمی بینند و ساعات
عمر را صرف کارهای بیهوده و تکراری می کنند . من این ساعات را نفیستر خواهم کرد . امروز آرزوی من برای رویارویی با سختیها تنبلیها نا امیدیها خستگیها و نتوانستنها
آنچنان رویایی است در وجودم ُ که هم اکنون و هر لحظه چنان قدرت و انرژی و شور و اشتیاقی در من فوران می کند که تمام ناامیدیها و کسلی ها و خستگیها را در هم
می کوبم و با تلاشی خستگی ناپذیر و پشتکاری آهنین دقایقم را برای رسیدن به آرزوها و خواسته هام طلایی و افسانه ای می کنم .

آرزوی من برای رویارویی با جهان بر هر ترسی که با طلوع خورشید پیدا شده بود غلبه کرده و من از آن آنچه می اندیشیدم زودتر به خواسته هایم خواهم رسید .

امروز زندگی جدید و پر از بزرگی را رقم می زنم . وبا خود سوگند یاد می کنم که هیچ چیز زندگی جدید مرا به تعویق نیندازد . من حتی یک لحظه از زندگیم را هم تلف
نخواهم کرد چون نه دوباره بدست می آید و نه دوباره میتوانم لحظه ای را جایگزین آن کنم اگر می خواهم برترین باشم و مطمئنم هستم که میتوانم نمی گذارم هیچ چیز
بی ارزشی لحظه ای مرا از رسیدن به رویاهایم باز دارد . نمیگویم عیب نداره فوقش یک روز دیرتر هیچ وقت هیچ موقع و هیچ لحظه .

بزودی من با گامهای بلند و استوار در میان انسانها قدم بر می دارم و آنها مرا نخواهند شناخت زیرا امروز من انسان خارق العاده ای هستم با توانائیها و استععدادهایی
بی نظیر و بزرگ و عظیم .  


/ 30 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

پدرم می گوید :کتاب مادرم می گوید :دعا و من خوب می دانم که زیباترین تعریف خدا را فقط می توان از زبان گل ها شنید…به دعاهای قشتگتون نیازمندم[گل]

حسین آگاهی

سلام مسعود تو قصد نداری این جا رو آپ کنی؟ یا حد اقل به من سری بزنی؟ یا این که چه می دونم بالاخره یه فعالیتی بکنی؟ این دنیا رو ول کن اسیرش نشو.

حسین آگاهی

سلام. چه خبرا؟ نمیای طرفای ما؟ آپ هم که نمی کنی؟

ترانه

سلااامممم....بابا کجایی تو؟؟؟تا من نیام از شما خبری نمیشه؟؟؟؟ بیا وبم....فردا تولدمه....فقط کادو یادت نره[نیشخند]

رها راد

ما همیشه یا جای درست بودیم در زمان غلط یا جای غلط بودیم در زمان درست و همیشه ، همینگونه همدیگر را از دست داده ایم . . . (مون پالاس پل استر

کامران

امشب همه نيلوفران مشتاق روي دلبرند/جمع شقايق ها همه مست مي پيغيمبرند/امشب تمام قدسيان مهمان بزم سرمدند/جمع ملائك تا سحر مشغول ذكر احمدند ميلاد دو اختر آسمان ولايت و امامت پيمبري بر شما مبارك باد[گل]

علی

بهترین دوست برایم خواهی بودحتی اگرسختی راه چشمانت را ازمن دورکند.بهترین حتی اگر طنین صدایت به گوشم نرسد

علی

سلام مسعود جان من علی ابراهیمی ام از بردسکن اگه یادت باشه یک وعده ناهار خدمت خانواده ات بودیم.ممنون میشم ب وب منم سر بزنی اگه شناختی منو

علی

وقتی دیدی یکی مثل نوک پرگار همه جوره پات ثابت وایساده هر طور بچرخی بکشی تکون نمیخوره تو هم دورش بگرد دورش نزن... با معرفت....